تبليغاتX
http://www.tehranwebs.ir/ لرزش صفحه لرزش صفحه نام
نام شعر (اگردرخواب مي ديدم غم روز جدايي را)

(به دل هرگز نمي دادم خيال آشنايي را)

شعر > افكت دوم برجسته

www.bia2hamechi.blogfa.com

برجسته ستاره شهاب مقدم

همه چي

هر چي بخواي هست ـ اگه نبود درخواست كن برات بذارم

 ع ع ش ش ق ق

نگذار ذهنت بر قلبت حکمراني کند ...

عشق حقيقي مثل روح است ، افراد زيادي درباره ي آن صحبت مي کنند ،
ولي تعداد معدودي آن را ديده اند .

کليد قلب ، زندگي و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط بايد کليد را بچرخاند و بگذارد تا با تمامي شور و عشقم او را در بر گيرم.

زندگي را بي عشق سپري کن غم بزرگي است . اما اين تقريبا برابر است با غمي که زندگي را ترک کني بدون اينکه به کسي که عاشقش هستي بگويي که دوستش داريد .

گاهي در جستجوي چيزي هستيد که نمي توانيد آن را ببينيد .

گاهي قلب چيزي را مي بيند که چشم ها قادر به ديدن آن نيستند .

عشقي را داشتن و آن را از دست دادن بهتر از اين است که هرگز عشقي نداشته باشي .

اگر زماني که به تو مي انديشم ، تک گلي بود ،  مي توانستم تا ابد در باغ افکارم قدم بزنم .

در عشق افتادن مردم به گردن قوه ي جاذبه ي زمين نيست .

در تو خود را گم مي کنم ، بي تو خود را باز مي يابم و دوباره به دنبال گم شدن ...

عشق مانند ساعتي شندي است که با قلب لبريز و با مغز تهي مي شود .

هر کدام از ما چون فرشته اي با يک بال است . و تنها زماني قادر به پرواز خواهيم بود که در آغوش هم باشيم .

عشق عشق است ، از بين نمي رود .

کساني وارد زندگي ما مي شوند و به سرعت بيرون مي روند . افرادي براي لحظه اي کوتاه مي آيند و جاي پايشان بر روي قلب ما باقي خواهد ماند
و ما هرگز ديگر آن فرد قبلي نخواهيم بود .

مرد با چشم هايش عاشق مي شود و زن با گوش هايش .

عشق ورزيدن ، خود درس زندگي است .

لذت عشق زماني است که آن را نثار مي کني بيشتر از زماني است کهن دريافتش مي کني .

طريق دوست داشتني هر چيز اين است که بداني ممکن است آن را از دست بدهي .

قسمتي از وجود تو در من رشد کرده و ، تو خواهي ديد ، تو و من براي هميشه ،
 هرگز از هم جدا نخواهيم شد .

شايد در مسافت ولي در قلبمان هرگز .

عشق با چشم هايش نمي بيند بلکه با فکرش مي بيند از اين رو خداي عشق بال زد و تار يکي را ترسيم کرد .

بهتر است منفور باشي به خاطر چيزي که هستي تا محبوب باشي به خاطر چيزي که نيستي

بعضي از انسانها براي بدست آوردن عشق مي ميرند و بعضي براي از دست دادن آن .

عشق مانند غنچه گل سرخ است ، مي تواند پر از شکوفه شوئد يا به آرامي بميرد .

عشق مانند غنچه گل سرخ است ، مي تواند پر از شکوفه شود يا به آرامي بميرد .

همانطور که به زيبايي تو خيره شده ام ، با خود مي انديشم ، هرگز فرشته اي را ديده ام که در ارتفاعي چنين پايين پرواز کند .

کلمات دلنشين مانند شانه ي عسل هستند ، روح را حلاوت مي بخشند
و به جسم سلامتي مي دهند .

بيا و بگذار تا صبح از عشق لبريز شويم ، بيا خود را با عشق تسکين دهيم.

چرا تلفظ عباراتي نظير « خداحافظ » ، « پوزش مي خواهم » و « دوستت دارم » چنين راحت است ، اما بيان کردنشان بسيار دشوار ؟

عشق ، اشتياقي شديد براي شديدا دوست داشته شدن است .

عشق فرشته اي است در لباس هوس ...

هرگز نمي توانيم کسي را که به او لبخند نزده ايم از ته دل دوست داشته باشيم .

آتشي که عشق روشن مي کند بسيار بيشتر از سردي و خاموشي اي است که
تنفر به بار مي آورد .

هر لحظه اي که صرف عشق ورزيدن نشود ، به هدر مي رود .

عشق طريق مخصوص به خود را دارد .

نمي توانم به تو نشان بدهم که دوستت دارم . زمان اين را نشان خواهد داد .

ازدواج زماني کامل مي شود که هر دو نفر به اين باور برسند که به چيزي بيشتر از شايستگي خود رسيده اند .

اگر چيزي را دوست داري ... بگذار برود اگر به سوي تو بازگشت واقعا
مي خواهد که مال تو باشد .

عشق واقعي همچون زيارت است . وقتي اتفاق مي افتد که بدون برنامه ريزي قبلي طلبيده شود ولي کمياب است زيرا اکثر مردم برنامه ريزهاي ماهري هستند .

اگر بتوانم مانع شکستن يک قلب شوم ، زندگي ام بيهوده نبوده است .

عشق را بشناس تا شادي را بشناسي . بدون عشق ، شادي وجود ندارد .

زيبايي را با چشماني زيبا بين مي توان ديد .

دو نيمه ، شانس کمي دارند اما با پيوستن ... بله ، آن ها کامل مي شوند ... اما پيوستن دو انسان کامل يعني زيبايي ، يعني عشق .

دوري با عشق همان مي کند که با با زبانه هاي آتش ، عشق کم مايه را خاموش مي کند و عشق را شعله ور تر .

علاج تمام کجروي ها ، ناداني ها و جنايت ها ... عشق است .

هر چيز زيبا و جذاب خوب نيست ولي هر چيز خوبي ، زيباست .

عشق ترکيبي از يک روح در قالب دو تن است .

تحمل دوري خيلي چيزها براي من آسان است ، اما تحمل دوري تو نه .

عشق ناپخته م يگويد : من تو را دوست دارم زيرا به تو نياز دارم . عشق پخته مي گويد : من به تو نياز دارم زيرا دوستت دارم .

هر کجا که عشق هست زندگي هست .

جايي که ما به آن عشق مي ورزيم خانه است . خانه اي که شايد پاهايمان آن را ترک کند
ولي قلبمان هرگز .

توانايي بيان اينکه چقدر کسي را دوست داري عشق است اما اندک

عشق ، هيچ محدوديت و پشيماني نمي شناسد .

عشق فقط از سه حرف تشکيل شده که معاني بسياري در پشت اين حروف نهفته است .

عشق زماني واقعي است که از قلب انسان برخيزد نه زماني که بر زبان جاري شود .

تا زماني که دل شکسته نشوي عشق را نخواهي آموخت .

به نداي قلبت گوش کن ، زيرا از حقيقت آگاه است

 

 

در شب تاريک زندگي به تنهايي قدم مي زنم ، تو شمع من هستي ، نور درخشان من !

عشق ورزيدن زماني است که ديگر هيچ بهانه اي براي تنفر نداشته باشي.

آهنگ ، ترانه اي بدون کلام است و مرگ ، زندگي اي بدون عشق .

اگر واقعا عشق را يافتي ، به آن پرواز بده و رهايش کن . اگر خودش ماندن را انتخاب کرد ، به اين معناست که عشق واقعي تو همان است .

عشق غير قابل پيش بيني است . نمي داني چه زماني خواهد آمد .

عشق ، مهار ناشدني است و همچنين کسي که در دام عشق گرفتار شده .

عشق ، سازي است که نواي دوستي سر مي دهد .

اگر بعد از سال ها تو را ملاقات کنم ، چگونه بايد به استقبال تو بيايم ؟

بودن يعني عشق و عشق تو ، يعني بودن .

فروش عشق حقيقي هرگز آرام نخواهد گرفت .

اگر بخواهيد به قضاوت اشخاص بنشينيد زماني براي دوست داشتن انها نخواهيد داشت.

امروز تو را بيشتر از ديروز ولي کمتر از فردا دوست دارم.

گر خودت را دوست نداشته باشي چگونه مي تواني ديگران رادوست بداري؟

عشق حقيقي انجاست و به دنبال هيچ کسي نيست پس برو و ان را درياب.

هرچه بيشتر عاشق باشي هم بيشتر ازار مي بيني و هم بيشتر لذت مي بري.

عشق مانند يک الا کلنگ پر فرازونشيب است.تورابه مسير ديگر منحرف نخواهد کرد وبا تمام فرازو نشيب هايش به مقصد خواهد رساند.

قلب يک زن اقيانوسي از رازهاست.

با تو بودن مثل قدم زدن در صبحي بسيار روشن است بي گمان شور تعلق به انجا را دارم.

عشق بسيار شبيه يک کرگدن است کوته نظر و عجول. اگر نتواند
راهي پيدا کند ان را خواهد ساخت.

وقتي مرد جواني شکايت مي کند که زني قلب ندارد علامت مطمئني است
که ان زن قلبش را ربوده است.

عشق مانند بيسکويت ترد است که اسان ساخته ميشود و اسان ميشکند.

مي توان در يک ان عاشق شد.رها شدن از عشق است که زمان مي طلبد.

عشق يعني هيچگاه نگويي(پشيمانم).

عشق همچون سنگ ثابت و هميشگي نيست بلکه همچون نان است که
هر روز بايد از نو ساخته شود.

قبل از عاشق شدن بياموز چگونه در برف بدوي بدون اينکه ردپايي از خود بر جاي بگذاري.

عشق-چگونه چنين کلام کوچکي معنايي چنان بزرگ دارد؟

کساني که عشقي وراي دنيا دارند نمي توانند از ان جدا باشند.
هرگز نميرد انکه دلش زنده شد به عشق.

وقتي کسي را دوست داري به او بگو فرياد بزن فورا و در همان لحظه بگو
وگرنه تو را پشت سر خواهد گذاشت.

معشوق کسي بودن يعني زندگي براي هميشه در قلب او.

عشق مانند جنگ است اسان شروع مي شود و دشوار پايان مي پذيرد.

عشق حقيقي ابدي است.

عشق...مانند شن روان است.اگر به ان چنگ بزنيد از ميان دستان شما خواهد لغزيد. به ارامي پيمانه اي از ان برداريد تا روح شما را لبريز کند. همچنانکه شن در جستجوي پر کردن فضاي خالي دستان شماست.

تنها عشق من از تنها تنفرم پديد امده است.

به من نگو چرا که هميشه ان را شنيده ام چيزهاي زيادي براي نفرت وجود دارند ولي چيزهاي بيشتري براي عاشق شدن.

شهوت برخاسته از ذهن است عشق برخاسته از قلب و روح.

عشق غذاي روح است.

عشق مانند پيتزا است وقتي خوب است واقعا خوب است وقتي که بد است
باز هم تا حدودي خوب است.

امروز عشق بورز تا هرگز ديروزت خالي نباشد.

زماني که مرا بوسيدي متولد شدم وقتي که مرا ترکم کردي مردم ودر دو هفته اي که مرا عاشقانه دوست داشتي زندگي کردم.

من از عشق تو به چه چيزي خواهم رسيد؟(( به عشق تو))

عشق واقعي را فقط مي توان در چشمهاي انسان عاشق ديد. عشق نمي تواند حسد و غرور يا تشويش و نگراني باشد عشق همان چيزي است که در اعماق قلب تو يافت مي شود و اشتياق کسي را دارد که قلب او نيز مشتاق توست.

خدا عشق است.

عشق عمل بي پايان بخشش است. يک نگاه محبت اميز که عادت مي شود.

با خودت و با عشق صادق باش.

صداي يک بوسه به بلنداي صداي گلوله ي توپ نيست
اما انعکاس ان مدت زيادي باقي خواهد ماند.

 

 

آخرين لحظه ي رفتن تو يادم نمي ره

اشكا دونه دونه رو گونه ي من نشسته بود
دلم از جور زمونه خسته بود
                                                            وقتي كه تو بوسه هاتو مي دادي

انگاري اتيش به قلبم مي زدي
                                                            نوبت من كه رسيد انگاري ديرت شده بود
عشق بي دليل من دست و پا گيرت شده بود

                                                            با نگاه تو به ساعت دل من شكست و ريخت
شيشه ي عمر منم تموم شدو هيشكي نديد
                                                            تو مي رفتي رو تن برگاي خيس

فكر مي كردم تو خيالت كسي نيست
                                                            عمريه چشم به درم منتظر نامه هاي سالي يه بار
من مي خوام ببينمت تو و خدا فقط يه بار

                                                            به خدا دلم ديگه جاي شكستن نداره
پيش قلب بي وفات نگاه من كم ميا ره

                                                            امان از خوش خيالي ، در به دري ، آوارگي
                                    ديگه لعنت مي فرستم به تو لعنت زندگي

|+| نوشته شده توسط بهنام در 86/07/15 ساعت 10:43 |
 خدایا ...................

 

آه ای خدای بزرگ و مهربون :

نويسـم رازهـايـي كه نهـان است

چه حاجت ؟ غم ز چشمانم عيان است

قـلم مي گريد از اين حـال زارم

نه من حـال دلـم را مي نـگارم

كه اين تنـهايي و سنگيـني درد

دل من را شكست و پر ز خون كرد

و هر روزي هـزاران بار تا شـام

دلم مي ميـرد و مي گيرد آرام

دل خونيـن خود در دسـت گيرم

و شب ها را به سوگش مي نشينم

برايـش نغـمه هايي مي سرايم

به پايـش عقده ها را مي گشايم

دگر با من كسي درد آشنا نيست

دگر در قلب ها گويي خدا نيست

شكسته در گلويـم حجم فرياد

زمانه نـاله هايـم برده از ياد

زمـانه تا به كي با من چنـيني؟

مگر سـخت است لبخنـدم ببيني؟

به زندان جفـايت من

اسيـرم

تو مي داني از اين پيمانه سيـرم

سپـردم دل به آيـين محبـت

چه دانستم شود دل غرق محنت؟

دلا آتـش همـانا حاصـلت بود

بسوز اي دل صداقت مشكلت بود

ز نا مردان چرا اينسان غميني ؟

مگـر آخر تـو نـاجي زميني ؟

شبي اينجا شبي در آسماني

ترا ننگ است اگر اينجا بماني

خدا يا خسته ام بي كس ترينم

در اين زندان كه با حسرت قرينم

مرا از قيد اين دنيا رها كن

و لطفت بر سرم بي منتها كن

خدايـا تا به كي بايـد بنالـم؟

كه هر دم سـوزم و آشفتـه حالم

خدايا پاسـخ شب گريـه ها كو؟

هميـن امشب جواب اين دلم گو...

تا خدا راهي نيست

دو قدم پيش تر از ترديد است

سايه هاي ترديد پي تاراج دلم آمده اند همه جا تاريك است

سايه ها دور شويد نور را گم كرديد

من از اين چشمه نور جرعه اي مي خواهم

تا به احساس خدايي برسم ...

تا خدا راهی نيست ...

 

|+| نوشته شده توسط بهنام در 86/07/04 ساعت 11:29 |