تبليغاتX
http://www.tehranwebs.ir/ لرزش صفحه لرزش صفحه نام
نام شعر (اگردرخواب مي ديدم غم روز جدايي را)

(به دل هرگز نمي دادم خيال آشنايي را)

شعر > افكت دوم برجسته

www.bia2hamechi.blogfa.com

برجسته ستاره شهاب مقدم

همه چي

هر چي بخواي هست ـ اگه نبود درخواست كن برات بذارم

 پوچ

قسم به چشمات بعد از اين

جز تو گلي بو نکنم..... 

جز به تو و به خوبيات

به هيچ کسي خو نکنم

قسم به اسمت که تورو تنها نزارم بعد از اين.....

اسم تورو داد مي زنم تا دم دماي آخري

قطره به قطره خونم رو يک جا به نامت مي کنم

دلخوشي هاي دنيا رو

خودم به کامت مي کنم.........

مي برمت يه جاي دور مي شم واست

سنگ صبور

برات يه کلبه مي سازم  پر از يه رنگي پر نور

روح و دل و جون وتنم نظر نگاهت مي کنم

دنيا هارو فداي اون چهره ي ماهت مي کنم 

هر چي که باختي پاي من هر چي که بردم مال تو

دفتر شعر پيرم رو وقتي که مردم مال تو .....

 

 

در ورقْ کاغذِ کاهي بي‌خطّي شطرنج زندگي‌ام آغاز کردم
با پانزده مهره بي‌نام و نشان آهنگ مبارزه‌ام را ساز کردم
من تهي بودم از هر رنگ سياه و همين بود عامل بدبختي من
که شب ياور مهره‌هاي مشکي است
و همين شد که شبي هشت سياهپوش سوار
همه هشت سرباز مرا به سرنيزه غفلت کشتند
اسب‌هاي من را خَستند قلعه محکم رخ‌هايم را
عاج‌هاي هر دو فيل من بشکستند و وزيرم که شبي
ترس اسارت به تنش باخته بود و مرا مبلغ آزادي خويش يافته بود
چه خيانت‌ها و چه غارت‌ها کرد و کنون چندين سال است که من
در سياه‌چال همان کاغذ بي‌خط و نشان فرياد غم و افسوس بر لب سردم دارم
و چه حاصل باشد از اين همه فرياد و فغان که عُمق سياه‌چال اُميدم از تَن بيشتر است

 

|+| نوشته شده توسط بهنام در 86/06/28 ساعت 11:16 |
 بی موضوع

زندگی يعنی انتظار 
چيزی فراتر از غم
وسنگين تر از آه
بر سطح واژه هايم نشسته است
وگلويم را می فشارد
درحياط خلوتم ،قصه می شود نسيم
در حيات يک حضور،باغچه پرشد ازخـــدا
در ورای انتظار ،نعره میشود سکوت...
با مدادی از جنس تنهايي
بر دفتر پراز شعرهای دلتنگی ام
با چشم های خيس مينويسم ...
چند روز ديگر، شب غربت من است ؟؟؟
غربت....
انتظار...
آه...

|+| نوشته شده توسط بهنام در 86/06/21 ساعت 8:4 |
 عکس

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط بهنام در 86/06/03 ساعت 10:31 |